تبلیغات
وبلاگ دانشجویان برق قدرت دانشگاه بیرجند - پیام سیاسی «مرد هزار چهره» چیست؟

یکشنبه 18 فروردین 1387 - 09:04 ق.ظ


«مرد هزار چهره» به درستی معتقد است: كسانی كه جامعه را با «دروغ» به انحطاط می‌كشانند، لزوما افراد فاسدی نیستند، بلكه برخی نقاط ضعف و عقده‌های روانی معمولی حتی می‌تواند یك جوان ساده‌دل و سالم شهرستانی را به بازی با جان و مال و عرض و آبروی مردم بكشاند، چرا كه «خوشش می‌آید از او تعریف كنند»، «از رسیدن به قدرت خشنود می‌شود»، «استعداد خوبی در جوگیر شدن دارد».
سناریو و فضای داستان، متن دیالوگ‌ها و سوابق و شخصیت مهران مدیری و نویسندگان مجموعه طنز «مرد هزار چهره»، از پیام‌های سیاسی آشكار این مجموعه تلویزیونی حكایت دارد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، جدی‌ترین كارهای سیاسی این گروه در گذشته، تخطئه تحصن نمایندگان مجلس ششم و نیز لزوم غنی‌سازی اورانیوم در داخل با تمثیل «غنی‌سازی نخود برره» بود كه احتمالا با سفارش مدیریت صداوسیما مطرح شده بود.

همچنین مجموعه «باغ مظفر» كه در سال 85 پخش شد، با سفارش و بودجه وزارت نفت، ضمن تأكید بر صرفه‌جویی سوخت، زمینه روانی سهمیه‌بندی بنزین در سال 86 را پدید آورد.

به نظر می‌رسد، مجموعه «مرد هزار چهره»، بیش از آن‌كه به نقد شخص یا گروه خاصی بپردازد، به پدیده‌های منفی و زمینه‌های اجتماعی، جامعه‌شناختی و روانشناختی توجه می‌كند كه زمینه‌ساز این پدیده‌هاست.

سریال همچنین تأكید می‌كند، برخی چهره‌‌ها كه با جعل عنوان و بدون توانایی، مسئولیت‌ها یا شغل‌های مهمی را اشغال می‌كنند، الزاما افراد «بدذاتی» نیستند و سوءنیت هم ندارند، بلكه جهل و اشتباه گرفتن مردم در كنار تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز و غیرواقعی، منجر به تثبیت آنان در مكان‌هایی می‌شود كه شایستگی آن را ندارند.

برای نمونه، روایت داستان‌های عجیب و غریب درباره سرهنگ غفاری كه افراطی‌ترین نوع آنها توسط سرباز وظیفه 48 ماه خدمتی بیان می‌شود، باعث می‌شود كه شصت‌چی، سرانجام در پست ریاست كلانتری به چهره‌ای واقعا خشن تبدیل شود. با این حال، نویسنده تأكید می‌كند كه وی واقعا می‌خواسته «محله را خوب كند» و تنها روش آن را بلد نبوده و از همین روی، ده‌ها نفر از مردم محل را كه تمثیلی از كل جامعه است، اسیر می‌كند و به بازداشتگاه می‌فرستد و حتی پس از آن‌كه به اشتباه خود واقف می‌شود، بر آن اصرار می‌ورزد؛ حتی اگر «نفت بازداشتگاه تمام شود و نان به همه نرسد».

مجموعه «مرد هزار چهره» به درستی معتقد است: كسانی كه جامعه را با «دروغ» به انحطاط می‌كشانند، لزوما افراد فاسدی نیستند، بلكه برخی نقاط ضعف و عقده‌های روانی معمولی حتی می‌تواند یك جوان ساده‌دل و سالم شهرستانی را به بازی با جان و مال و عرض و آبروی مردم بكشاند، چرا كه «خوشش می‌آید از او تعریف كنند و او را دكتر خطاب كنند»، «از رسیدن به قدرت خشنود می‌شود»، «استعداد خوبی در جوگیر شدن دارد»، «از كودكی آرزوی زدن آژیر خودرو پلیس را داشته» و بالاخره به تجملات و «سوشی و خاویار در صبحانه» علاقه دارد و از ترس مرگ، حتی حاضر است نامزد خود را وانهاده با دیگری ازدواج كند. البته این افراد باید از برخی ویژگی‌ها چون توان «دروغگویی» بهره‌مند باشند.

این سریال سیزده قسمتی تلاش كرده با برگزیدن چهار حوزه پزشكان و متخصصان، نیروی انتظامی و قدرتمندان حكومتی، شعرا، هنرمندان و روشنفكران و سرانجام مافیا و انتقاد از تمام آنها، به نوعی ایجاد تعادل پایبند باشد. با این حال، به غیر از حوزه چهارم كه به دلیل اغراق بیش از اندازه، چندان برای مخاطب واقع‌نمایی نمی‌كند، در حوزه اول و دوم (پزشكان و پلیس‌ها) ضمن نقد جدی به آنها، معدود افراد دانا و متعهدی را نیز نشان می‌دهد كه چون پزشك معاون بیمارستان و یا سروان رشیدی تلاش می‌كنند روند را تغییر داده و با روش‌های خود چون نظام‌پزشكی و بازرسی كل، دروغگو را رسوا كنند.

با این حال گویا به اعتقاد سازندگان مجموعه، در حوزه هنرمندان آن معدود شخصیت مثبت هم وجود ندارند و همه روشنفكران اهل منقل و وافور و توهم و خیال نشان داده شدند.

انتقاد از مدرك‌‌گرایی در خانواده‌ای كه همه دكتر بودند و نقض حقوق شهروندی و شیوه‌های اعتراف‌گیری، اینکه در جامعه تمام کارهای خشن و خلاف قانون با نام های زیبا و داخل پرانتز فرهنگی انجام می شود نیز از دیگر سوژه‌های این مجموعه بود و نشان داد وقتی افراد ناتوان به ریاست برسند، نیروهای كارآمد چون سروان رشیدی به بازداشتگاه می‌روند و نیروهای ناكارآمد چون سرباز 48 ماه خدمت، ارتقای درجه گرفته و همه‌كاره می‌شوند.

مجموعه طنز شبكه سوم سیما در بخش آخر نیز بر پیام اصلی خود تأكید كرد و پس از به ریشخند گرفتن برخی مصاحبه‌های بی‌ربط صداوسیما و چهره‌سازی‌های افراطی مطبوعات از افرادی چون «مرد هزار چهره»، نشان داد كه تمام مردم و زیان‌دیدگان از جرایم امثال «مسعود شصت‌چی» شریك جرم او در «اشغال نابجای پست‌ها و مسئولیت‌ها و مشاغل حساس» و ضربه زدن به خودشان به شمار می‌روند و از همین روی، به رغم متناسب بودن مجازاتی چون اعدام برای او، خود نیز به دلیل شراكت در جرم، راضی به مجازات وی نمی‌شوند، هرچند توان این كارمند ساده ثبت احوال شیراز در سوار شدن بر احساسات مردم نیز در رهایی بخشیدن وی از مجازات اعدام بی‌تأثیر نبود.

ارسال شده در

endwith="
"> [ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[سید مصطفی موسوی نژاد | لینک ]
نوشته های پیشین ...
نظر سنجی
خروجی ها

Powered By
Mihanblog.com